شناسه متن : 92
1392/11/21 - 11:12 2014-02-10 11:12:00

نقش شهید مطهری در جلوگیری از افراطی‌گری انقلابیون

از عوام‌زدگی بعضی از علما و تندروی انقلابیون -مخصوصاً هم لباس‌های خود- سخت معترض بود. با اینکه بیش از هر کس امام خمینی را دوست می‌داشت، حاضر نبود در شعارها بشنود که طلبه‌ای بگوید: «برای سلامتی یگانه مرجع تقلید شیعیان جهان صلوات!»
به گزارش پایگاه اینترنتی شهید مطهری، در ادامه به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، خاطراتی که در مورد ایشان و از زبان شخصیت های برجسته انقلاب است را می خوانید.


آیت الله طاهری خرم آبادی:
شهید مطهری به شدت با تحزب مخالفت می‌کرد

شهید بهشتی به مسئلة حزب و تشکیلات فکر می کرد و این مسائل در نزد ایشان از اهمیت خاصی برخوردار بود که آخرش هم به تأسیس حزب جمهوری اسلامی ختم شد. در حالی که شهید مطهری این گونه فکر نمی کرد. آقای مهدوی کنی هم با این فکر اصلاً موافق نبود، الان هم موافق نیست. آنان معتقد بودند که روحانیت باید جنبة پدری داشته باشد و نباید خودش را در حزب خاصی محصور کند.
بین حزب و تشکل فرق وجود دارد. آقای مطهری با تشکل مخالف نبود، اما با حزب به صورتی که جمعیتی تشکیل بدهیم و نام خاصی روی آن بگذاریم و از مردم جهت پیوستن به آن دعوت کنیم، مخالف بود. آقای مطهری با چنین کاری مخالف بودند و دیدگاه مثبتی به حزب نداشتند. بعدها هم که حزب جمهوری اسلامی تشکیل شد، آقایان مطهری و مهدوی کنی مخالف بودند؛ نه این که با اصل تشکل مخالف باشند، زیرا هر جمع و گروهی که گرد هم می آیند و کاری را انجام می دهند یا فعالیتی دارند، نوعی تشکل به حساب می آیند نه حزب؛ البته ممکن است مجموعة افرادی، اهداف مشترکی داشته باشند و در عین حال در بعضی مسائل با هم اختلاف نظر پیدا کنند و این موجب شود که نتوانند با یکدیگر همکاری نمایند.1

شهید حجت الاسلام محلاتی:
پیش نویس اساسنامة جامعة روحانیت مبارز را ایشان تنظیم کرد

تشکیلات روحانیت مبارز در تهران، در هشت منطقه فعالیت می کرد و هر منطقه زیر نظر دو نفر از روحانیون آگاه و متعهد اداره می شد. کل این تشکیلات دارای دو سه نفر مشاور عالی بود که مخصوص منطقة خاصی نبودند و خط اصلی کارها را تعیین می کردند و به مناطق می دادند. شهید مطهری و شهید بهشتی جزء این مشاوران عالی بودند. بسیاری از اعلامیه ها به قلم شهید مطهری بود. پیش نویس اساسنامة روحانیت مبارز را ایشان تنظیم کردند که بعد از شهادت ایشان در مجمع عمومی -که توسط شهید بهشتی در کرج برگزار شد- تصویب گردید و متأسفانه شهید بهشتی نیز دو روز پس از برگزاری آن مجمع عمومی به شهادت رسید.2


آیت الله مهدوی کنی:
انتقال امام به مدرسة علوی کار شهید مطهری بود

صحبت این شد که چرا امام تشریف ندارند و کجا هستند؟ گفتند: مدرسة علوی هستند. بعد سؤال شد که چه کسی ایشان را برده؟ گفتند: آقای مطهری و بعضی دیگر آمده اند ایشان را از مدرسة رفاه برده اند. یادم است آن وقت آقای بهشتی ناراحت شدند که یعنی چه؟ چرا امام را از این طرف به آن طرف می برند. چرا بدون مشورت کار می کنند. ایشان ناراحت شدند. نهضت آزادی ها هم ناراحت بودند. همین آقای صباغیان و دیگران ناراحت بودند که امام چطور غیبشان زد. بعد که خدمت آقای مطهری رفتیم ایشان فرمودند: من احساس کردم اینها دارند امام را دوره می کنند و از همین حالا دارند امام را اداره و رهبری می کنند، از این رو خواستم که رابطة امام را از اینها قطع کنم و امام به اینها وابسته نشوند که این برای انقلاب مضر است؛ لذا امام از آنجا به مدرسة علوی شمارة یک در خیابان ایران تشریف بردند و جریان تقریباً از دست اینها قطع شد.3

حجت الاسلام علی دوانی:
شهید مطهری با تندروی انقلابیون به شدت مخالف بود

از عوام زدگی بعضی از علما و تندروی انقلابیون -مخصوصاً هم لباس های خود- سخت معترض بود. با اینکه بیش از هر کس امام خمینی را دوست می داشت، حاضر نبود در شعارها بشنود که طلبه ای بگوید: «برای سلامتی یگانه مرجع تقلید شیعیان جهان صلوات!»
شبی که آن [شعار] را در مسجد اعظم قم با حضور سایر مراجع از طلبه ای شنیده بود، سخت ناراحت بود. می گفت: عظمت آقای خمینی معلوم است، احتیاج به این قبیل شعارها ندارد؛ این توهین به سایر مراجع است.4

دکتر سیدمحمود کاشانی:
استاد مطهری از برگزاری بزرگداشت آیت الله کاشانی حمایت کرد

از منزلمان که آن موقع در خیابان بهار بود با منزل مرحوم مطهری تماس گرفتم و جریان را برای ایشان بازگو کردم و گفتم که درصدد هستیم که برای آیت الله کاشانی مجلس بزرگداشتی برگزار کنیم و بیانیه ای را تهیه کرده ایم و به هر یک از آقایان روحانیون که برای امضای بیانیه مراجعه می کنیم، احتیاط و محافظه کاری نشان می دهند.
آقای مطهری چند جمله گفتند که دقیقاً به خاطرم مانده است. اول اینکه امام(ره) از این مراسم بزرگداشتی که برای مصدق گرفته شده، به شدت ناراضی هستند و علاقه دارند که مجلس بزرگداشت آیت الله کاشانی هر چه باشکوه تر برگزار شود. جملة دوم این بود که گفتند: علما و روحانیون باید بدانند که تجلیل از آیت الله کاشانی موجب عزت روحانیت می شود... بعد خطاب به من گفتند: شما یک متن آگهی را تهیه کن و برای من بخوان و بعد هم به تک تک روحانیون تلفن بزن و از قول من بگو که امضایشان را در ذیل این اعلامیه قرار بدهند.5



پانویس:
1-    خاطرات آیت الله طاهری خرم آبادی، ص 139،140.
2-    سیمای استاد در آیینة نگاه یاران، ص 257.
3-    خاطرات آیت الله مهدوی کنی، ص 196.
4-    خاطرات من از استاد شهید مطهری، ص 32.
5-    ماهنامة شاهد یاران، شمارة 5و6، فروردین و اردیبهشت 1385، ص 64

 
انتهای پیام

دیدگاه ها