شناسه متن : 2775
1394/5/3 - 06:05 2015-07-25 06:05:00
اين آقای مطهری از يک کلمه حرفي که آدم هيچ فکرش را نمی‌کرد، چه چيزهايی درآورد. واقعاً ‌خيلي عجيب است!

منبر استاد در مشهد

اين آقای مطهری از يک کلمه حرفي که آدم هيچ فکرش را نمی‌کرد، چه چيزهايی درآورد. واقعاً ‌خيلي عجيب است!

محمدعلی مطهری؛ برادر استاد: يک سال هم که استاد به مشهد آمده بود، حاج آقا دورانديش، يکي از کشاورزان مشهد، به مدت پنج شب مجلسي تشکيل داده و از استاد دعوت کرده بود که در منزلش سخنراني کند. شب دوم بود که بنده رفتم مشهد و در جلسه شرکت کردم. پاي منبر استاد عده زيادی از شاعران، اديبان، عالمان، روحانيان و بزرگان از جمله مرحوم استاد محمدتقی شريعتی و پسرش دکتر علي شريعتی گرد آمده بودند. مجلس که تمام شد، مرحوم دکتر شريعتي از من پرسيد: منزلتان کجاست؟ مسير را که گفتم، ‌دکتر گفت: سوار شو، مسير ما هم از همان جا می‌گذرد.

سوار شديم. دکتر شريعتي پشت فرمان نشست و پدرش هم پهلويش. من هم روی صندلی عقب نشستم. در بين راه، دکتر شريعتي سر صحبت را باز کرد و گفت: واقعاً ‌عجيب است. اين آقای مطهری از يک کلمه حرفی که آدم هيچ فکرش را نمی‌­کرد، چه چيزهايی درآورد. واقعاً ‌خيلي عجيب است! استاد شريعتی گفت: پدر جان! ‌مي­دانی علتش چيست؟ دکتر شريعتی گفت: نه. پدرش گفت: ما دو جور دانشمند داريم. يک عده دانشمند علوم قديمه که واقعاً شخصيت­های بزرگی‌­اند ولی از علوم جديد اطلاعی ندارند. يک عده هم هستند که علوم جديد را خوانده­‌اند و از علوم قديمه اطلاعي ندارند، مثل تو، ولي آقای مطهری هر دو جنبه را دارد. هم علوم قديمه­‌اش کامل است و هم علوم جديدش.[1]



[1]پاره­ای از خورشید، ص 55.

 

انتهای پیام

دیدگاه ها