زندگی به سبک مطهری

  • 19 ارديبهشت 1394 - 14:59
    هیچ وقت بدون مطالعه تدریس نمی‌کردند. یک بار وارد کلاس شدند و بعد فوری از کلاس بیرون آمدند و به دانشجویان فرمودند که درس فردا برگزار می‌شود چون یادداشت‌هایی که تهیه کرده بودم، فراموش شده است.
  • 19 ارديبهشت 1394 - 14:31
    علاقه ايشان به نشر علم و انديشه اسلامی ‌از همين جا ثابت می‌شود، که ايشان بدون اينکه چشم­داشتي به مزد و يا اجرت در اين زمينه داشته باشند، با اينکه منبع معاش نداشتند و در رده طلاب، يک حقوق ماهيانه دريافت می‌کردند -نه در رده مدرسين-
  • 16 ارديبهشت 1394 - 13:52
    مي‌گفتند: يک عالم بايد بيايد در دل جامعه به خصوص در قشر تحصيل کرده و محيط‌هاي دانشگاهي ببيند که زبان اينها چيست؟ چه نياز و خواسته‌اي دارند، توقع آنها را دريابد و مطابق خواسته و توقع آنها کار کند و پاسخگو باشد.
  • 13 ارديبهشت 1394 - 14:02
    قبل از شروع کنکور اختصاصي دانشکده، استاد گرانمايه تعداد زيادي روسري تهيه کردند و در روزهايی که از کشف حجاب در رسانه‌هاي گروهي اعم از مطبوعات و راديو و تلويزيون تعريف و تمجيد می‌کردند، بخشی از اين روسری‌ها را به نگهبان درب جنوبی و بخشی را به نگهبان...
  • 12 ارديبهشت 1394 - 14:50
    مستخدمینی که بعضی از آنها سی سال سابقۀ خدمت دارند، می‌گویند: شهید مطهری هیچ گاه اجازه نمی‌دادند حتی لیوان آبی برایش بیاوریم و یا ظرف غذا و استکانش را بشوییم. در صورتی که مستخدم در دانشکده فقط برای همین کارها منظور شده بود.
  • 9 ارديبهشت 1394 - 10:31
    در جلسه، ايشان را که صدا می زنند، می‌گویند: آقاي مطهري، دانشيار. دکتر رضا دستانش را با تعجب به هم می‌زند و می‌گويد: دانشيار؟! ايشان دانشيارند؟! ايشان استاد همه مايند، چرا دانشيار؟!
  • 8 ارديبهشت 1394 - 11:48
    تدریس در دانشکده الهیات دانشگاه تهران
    ما از بيست بالاتر نداريم. اين نمره بيست. حالا مطلب را ادامه بده تا ما استفاده کنيم. جلسه تعطيل می‌­شود. استاد می‌­شود شاگرد، و شاگرد می‌­شود استاد. استاد مطهری يک ساعت و نيم صحبت می‌کند و مطلب را به پايان می‌­رساند.
  • 7 ارديبهشت 1394 - 14:42
    در ايام طلبگي -البته کمتر از جاهاي ديگر- اتفاق مي‌افتد که انسان مي‌نشيند در يک مجلس، عده‌اي از اين آقا و آن آقا غيبت مي‌کنند. يک وقت هم مي‌بيني خود انسان گرفتار مي‌شود.
  • 5 ارديبهشت 1394 - 15:20
    پدر و مادرم مي‌گفتند که مرتضي در کودکي حالت‌هاي خاصي داشت که آنها را نگران مي‌کرد و اصلاً بازيگوشي ديگر بچه‌ها را نداشت. غالبا در خود فرو مي‌رفت.
  • 5 ارديبهشت 1394 - 13:44
    وقتی آمدند تهران، خوب مشکلات زیادی داشتند. خانه به دوش بودیم و از نظر معیشت هم آن اوایل در سختی بودیم تا اینکه کم‌کم یک عده‌ای ایشان را شناختند و خواستند که ...

صفحات