زندگی به سبک مطهری

  • 18 شهريور 1394 - 17:29
    ناگهان ایشان در گوشه‌ای از مجله‌ای، روزنامه‌ای یا در تفسیری از رادیوی بیگانه‌ای یا در مجله‌ای خارجی، مطلبی دربارة اسلام می‌دید، که می‌خواسته چهرة اسلام را مخدوش جلوه دهد، گویی این حادثه مثل یک بمب در درون استاد منفجر می‌شد
  • 15 شهريور 1394 - 14:50
    به خدا اگر امام و رهبر ما پيروز بشود، من هيچ پستي نمی‌خواهم، هيچ مقامي نمی‌خواهم. براي من همين زندگی که الان دارم، کتابخانه‌ام برای من بهترين لذت است.
  • 8 شهريور 1394 - 17:53
    مرحوم مطهری یک هوش فوق‌العاده‌ای داشت و حرف از او ضایع نمی‌شد. حرفی که می‌گفتیم می‌گرفت و به مغزش می‌رسید
  • 26 مرداد 1394 - 13:17
    برای اولین بار منتشر می‌شود:
    در ابتدا خودشان با صوت و حال خاصی اذان می‌گفتند. بعد چند آیه قرآن می‌خواندند و نیز اشعاری از سعدی و حافظ و ملاصدرا و.... بعد نوبت تک تک بچه‌ها می‌شد که هر کدام چند آیه از قرآن یا شعری بخوانند.
  • 24 مرداد 1394 - 11:54
    گویا قیامت و احوال آن را شهود می‌کردند و حالت و خشیتی که ویژة علمای واقعی و خدا آشناست، حتی از قفا در قد و بالای آن سرو سهی، انسان را مجذوب خود می‌ساخت.
  • 17 مرداد 1394 - 14:22
    مرحوم مطهری عميقاً به پدرش ارادت می‌ورزيد و احترام پدرش را در حد زياد و کم­‌نظير نگه می‌داشت؛ هرگز من نديده بودم ايشان جلوی پدرش شوخی کند
  • 12 مرداد 1394 - 12:31
    ایشان در تنظیم وقت ابتکاری عجیب داشت و چنان اوقات شبانه¬روزی خود را تنظیم می‌نمود که به تمام کارهایش می‌رسید، گویا خداوند به وقت او برکت داده بود.
  • 10 مرداد 1394 - 12:12
    در برخورد اول ایشان خیلی جدی و یا عبوس به نظر می‌آمد ولی بعد که کسی با ایشان نزدیک می‌شد، صمیمت ایشان را درک می‌کرد. ایشان خیلی مزاح و بذله‌گو بودند.
  • 3 مرداد 1394 - 10:35
    اين آقای مطهری از يک کلمه حرفي که آدم هيچ فکرش را نمی‌کرد، چه چيزهايی درآورد. واقعاً ‌خيلي عجيب است!
  • 3 تير 1394 - 11:25
    ورود استاد مطهری به نجف‌آباد، موجی از گرایش به مسجد به وجود آورد.

صفحات