شناسه متن : 912
1392/7/8 - 13:10 2013-09-30 13:10:00
جلال الدین محمد بلخی مشهور به مولانا صاحب آثار ارزشمند «مثنوی معنوی» و «کلیات شمس» از آن شخصیت هایی است که مناقشات زیادی را پیرامون خود دارد. نظرات درباره او بسیار متفاوت و حتی در مواردی متناقض است؛ به گونه ای که برخی تا مرز تکفیر او پیش می روند و برخی دیگر او را در اعلا درجه ایمان می دانند.

به گزارش پایگاه اینترنتی شهید مطهری به نقل از خبرگزاری دانشجو، علما و روحانیون با تعابیر بسیار متفاوت و بعضاً متناقضی از مولانا یاد می کنند. در ادامه نگاهی داریم به نظرات چند تن از علما و مراجع که در مورد مولانا اظهارنظر کرده اند.

موضع آیت الله نوری همدانی: کتاب شعر مولوی سبب انحراف جامعه می شود

کتاب شعر مولوی از نظر ادب و تمثیل قابل استفاده است، ولی در این کتاب انحرافات بسیاری وجود دارد که با اصول و عقاید ما همخوانی ندارد و سبب منحرف شدن جامعه می شود. مولوی بینش درستی نسبت به اهل بیت نداشت و برخی از آثار او از اندیشه های انحرافی سرچشمه گرفته است. مولوی کلمه مولا را در روایت «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» به معنای دوست می گیرد، در حالی که در تفکر شیعی به معنای سرپرستی و زعامت جامعه است.

بعضی چند صفحه از مثنوی را خوانده و تصور کرده اند که کتاب خوبی است، اما اگر با دقت آن را مطالعه کنند با لغزش های فراوانی مواجه خواهند شد. ملای رومی، شاعر بسیار قوی است و در تمثیل خیلی مهارت دارد، اما نمی توان مثنوی را به کسی داد تا از راهنمایی های آن استفاده کند.

آیت الله نوری همدانی در توضیح دلایل منحرف خواندن مولوی، با اشاره به تمجید مولوی از منصور حلاج گفته است: این در حالی است که در جلد پنجاه و یک بحارالانوار توقیعی از امام عصر در انتقاد از حلاج آمده است.

نظر آیت الله سید عزالدین زنجانی: مولوی هم مانند چرچیل و بوش حرف های خوبی دارد

در اینکه ایشان [مولوی] اعتقاد به اهل بیت (علیهم السلام) ندارند و مطالبی بسیار بسیار بد و زننده دارند، حرفی نیست. مشرب ایشان، سنی است و عایشه را که در مقابل حجت عصر، امیرالمؤمنین (علیه السلام) لشکرکشی کرد و جنگ جمل را به راه انداخت و دشمن مولای متقیان بود، خاتون پاک معرفی می کند.

بدبختی مولـوی این است که ابوطالب (علیه السلام) را مشرک می داند. بدبخت بیچاره می گوید که ابوطالب (علیه السلام) در جهنم، کفش آهنی از آتش دارد. در حالی که حضرت ابوطالب (علیه السلام) معصومند؛ کما اینکه در زیارت ششم امیرالمؤمنین (علیه السلام) می خوانیم: «اَشهَدُ اَنَّکَ طُهرٌ طاهرٌ مُطَهَّرٌ مِن طُهرٍ طاهِرٍ مُطَهَّرٍ». بلکه این عبارت به نظر من بالاتر از عصمت را می رساند. حضرت ابوطالب (علیه السلام) چه خدماتی که به رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) نکردند تا مادامی که زنده بودند کسی جرأت جسارت به رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) را نداشت.

اما در اینکه مولوی معلومات زیاد داشته، حرفی نیست و منافات ندارد که مولوی با وجود عقاید نادرستش، حرف های خوبی هم داشته باشد، حرف هایی که عالم پسند باشد. اگر ما حرف هـای خوب او را انکـار کنیم بـه او صدمه نمی خورد، به مـا صدمه می خورد؛ چون این حرف ها در تمام دنیا روشن است و جای انکار ندارد و اشکالی در گفتن حرف های خوبش نیست، چنانچه در روایات هم آمده است. مولوی حرف های خوبی دارد، کما اینکه چرچیل هم حرف های بسیار خوبی داشت و لابد بوش هم حرف های خوبی دارد.

موضع آیت الله کعبی: اشعار مولوی آکنده از معارف الهی و سیره اهل بیت (ع) است
 
آیت الله کعبی، عضو مجلس خبرگان رهبری معتقد است؛ برخلاف دیدگاه آیت الله نوری همدانی که مولوی را دشمن اهل بیت (ع) اعلام کرده ، مولوی نقطه تلاقی عقل و عشق بر اساس موازین اسلام و جایگاه محبت اهل بیت (ع) است. تعالیم عالی اسلامی که در اشعار مولوی وجود دارد آکنده از معارف الهی و سیره اهل بیت (ع) است و ابیاتی هم که در ابهام سروده شده قابل تأویل هستند.

در بسیاری از اشعار مثنوی آمیزه ای از هستی شناسی و معرفت شناسی وجود دارد که باعث آشتی عقل و دل و فلسفه و عرفان می شود. مثنوی کتاب تهذیب نفس است و تنها راه تهذیب نفس توسل به اهل بیت (ع) و صحبت از محبت آن ها است. نقطه تلاقی عقل و قلب، اهل بیت (ع) هستند و تنها راه عبور از چهار راه سعادت توسل به اهل بیت (ع) است. باید با شخصیت های بزرگ و عرفانی به شکل مثبت و با شناخت کامل برخورد کرد و هر گونه نقطه منفی نسبت به آنان را باید با دیدگاهی تخصصی نگریست.

موضع آیت الله خامنه ای: نظر من همان است که خود مولوی گفته

به گفته فرزند آیت الله زنجانی، در یکی از ملاقات های اخیر که در تهران برگزار شد، درباره مولوی صحبت به میان آمد. آیت الله زنجانی، نظر رهبر انقلاب را درباره مثنوی جویا شدند. رهبری هم به آن چه مولوی در دیباچه مثنوی آورده، اشاره کردند و گفتند نظرشان همان است که خود مولوی می گوید؛ «هو اُصولُ اُصولِ اُصولِ الدّین فی کشف اَسرار الوصول و الیقین؛ این است کتاب مثنوی که اصول اصول دین در کشف اسرار شهود و یقین به شمار می آید.»

آیت الله خامنه ای در بخشی از بیاناتی که در دیدار با شاعران در ماه رمضان سال 1387 داشتند نیز فرمودند: یک بخش مهمى از شعر آیینى ما می تواند متوجه مسائل عرفانى و معنوى بشود و این هم یک دریاى عظیمى است. شعر مولوى را شما ببینید. اگر فرض کنید کسى به دیوان شمس به خاطر زبان مخصوص و حالت مخصوصش دسترسى نداشته باشد که خیلى از ما دسترسى نداریم و اگر آن را کسى یک قدرى دور دست بداند، مثنوى معنوی که خودش می گوید: «و هو اصول اصول اصول الدین».

واقعاً اعتقاد من هم همین است. یک وقتى مرحوم آقاى مطهرى از من پرسیدند نظر شما راجع به مثنوى چیست، همین را گفتم. گفتم به نظر من مثنوى همین است که خودش گفته: و هو اصول ... ایشان گفت کاملاً درست است، من هم عقیده ام همین است.

منابع:
1. پایگاه اطلاع رسانی  khamenei.ir.
2. پایگاه سایبری قاسمیون بهبهان.
 
انتهای پیام

دیدگاه ها